تبليغاتX
ایا هدف هنر تغییر زندگی نیست؟!
سبک شناسیشنبه 27 آبان1385 8:46 بعد از ظهر
فراواقع‌گرایی

پس از آنکه داداگری (دادائیسم) با وضع بسیار بدی از میان رفت گرداندگان آن در سال 1921 به دور آندره برتون که خود نیز زمانی از دادائیست‌ها بود گرد آمدند و طرح مکتب جدیدی را ریختند. جست وجوی دقیق و علمی واقعیت برتر جایگزین فضاحت و عصیان بی رویهٔ موجود در دادائیسم شد و مکتب فراواقع‌گرایی به طور رسمی در سال 1922 تشکیل شد.

جلد شماره‌ٔ اول مجلهٔ انقلاب فراواقع‌گرا، دسامبر 1924.
جلد شماره‌ٔ اول مجلهٔ انقلاب فراواقع‌گرا، دسامبر 1924.

ظهور سوررئالیسم زمانی بود که نظریه‌های فروید روانشناس اتریشی درباره ضمیر ناخودآگاه و رویا و واپس‌زدگی، افکار جویاگر را به خود مشغول داشته بود. آندره برتون و لویی آراگون که هر دو پزشک امراض روانی بودند از تحقیق‌های فروید الهام گرفتند و پایه مکتب جدید خود را بر فعالیت ضمیر ناخودٱگاه بنا نهادند.

این جنبش در عمل با انتشار مجله‌ٔ انقلاب فراواقع‌گرا توسط برتون آغاز شد.

ـ سوررئالیسم مشکل پر توقعی است که فقط عضویت دربست و پیروی کامل را می‌‌پذیرد»

این مسلک در حوزه‌های مختلف فلسفی رویکردهای زیر را اختیار کرده‌است :

  • فلسفه علمی که همان رویکرد فروید به روانکاوی است.
  • فلسفه اخلاقی که با هرگونه قرارداد مخالف است.
  • فلسفه اجتماعی که می‌‌خواهد با ایجاد انقلاب سوررئالیستی بشریت را آزاد کند.

شعر در سوررئالیسم مرتبهٔ ویژه‌ای دارد و پیروان این مکتب کوشیده‌اند که جهان بینی خود را از طریق شعر تبیین و تشریح کنند و انقلاب خود را بدین وسیله جامه عمل بپوشانند. درواقع شعر را، رکن اساس زندگی می‌‌دانند زیرا عقیده دارند که شعر باید و می‌تواند مشکل زندگی را حل کند.

اما باید توجه داشت که هدف سوررئالیسم از مرز ادبیات و هنر فراتر است زیرا می‌‌خواهد آدمی را از قید تمدن سودجوی کنونی نجات بخشد. و روش‌های کهن را دور بریزد و بر هوش و خرد پشت‌پا بزند و در طلب نیروهای پنهان و دست‌نخورده وجود آدمی برمی‌آید تا امواج سیل‌آسای درونی، آدمی را به سوی افق‌های روشن و گشاده رهبری کند.

نوشته شده توسط فریال حلاج ارانی لینک ثابت
سبک شناسیشنبه 7 مرداد1385 1:55 بعد از ظهر
دریافتگری یا امپرسیونیسم


شیوه هنری گروه بزرگی از نگارگران آزاداندیش و نوآور فرانسه در نیمه دوم سده نوزدهم بود که بزودی جهانگیر شد. این شیوه مبتنی است بر نشان دادن دریافت و برداشت مستقیم هنرمند از دیده‌های زودگذر با بکار بردن لخته رنگ‌های تجزیه شده و تابناک برای نمایش لرزش‌های نور خورشید. در این روش اصول مکتبی طراحی دقیق و سایه روشن کاری وژرف نمایی (پرسپکتیو) فنی و ترکیب بندی متعادل و معمارانه رعایت نمی‌شود.

شیوه دریافتگری به عنوان انجمنی خصوصی از سوی گروهی از هنرمندان ساکن پاریس آغاز شد و این انجمن در سال۱۸۷۴ به نمایش همگانی آثار خود پرداخت. نام این جنبش از نام یک نقاشی از کلاود مونه به نام دریافتی از طلوع افتاب (در فرانسوی: Impression, soleil levant) گرفته شده است. نام امپرسیونیسم را نقادی به نام لویی لِروی در یک نقد هجوآمیز ساخت. دریافتگری همچنین نام نهضتی در موسیقی است.

نوشته شده توسط فریال حلاج ارانی لینک ثابت
سبک شناسیجمعه 16 تیر1385 10:44 بعد از ظهر
رئالیسم

واژه رئالیسم از رئل(Real) که به معنای واقع است، مشتق شده و در واقع به معنای مکتب اصالت واقع است.
مکتب رئالیسم نقطه مقابل مکتب ایده الیسم است؛ یعنی مکتبی که وجود جهان خارجی را نفی کرده و همه چیز را تصورات و خیالات ذهنی می داند.

رئالیسم یعنی اصالت واقعیت خارجی. این مکتب به وجود جهان خارج و مستقل از ادراک انسان، قائل است.
ایده آلیست ها همه موجودات و آنچه را که در این جهان درک می کنیم، تصورات ذهنی و وابسته به ذهن شخص می دانند و معتقدند که اگر من که همه چیز را ادراک می کنم نباشم، دیگر نمی توانم بگویم که چیزی هست. در حالی که بنابر نظر و عقیده رئالیستی، اگر ما انسان ها از بین برویم، باز هم جهان خارج وجود خواهد داشت. به طور کلی یک رئالیست، موجودات جهان خارج را واقعی و دارای وجود مستقل از ذهن خود می داند.می داند.

باید گفت در واقع همه انسانها رئالیست هستند، زیرا همه به وجود دنیای خارج اعتقاد دارند. حتی ایده آلیست ها نیز در زندگی و رفتار، رئالیست هستند، زیرا باید جهان خارج را موجود دانست تا بتوان کاری کرد و یا حتی سخنی گفت.

کلمه رئالیسم در طول تاریخ به معانی مختلفی غیر از معنایی که گفته شد، استعمال شده است. مهمترین این استعمال ها و کاربرد ها، معنایی است که در فلسفه مدرسی یا اسکولاستیک(Scholastic) رواج داشته است.
در میان فلاسفه مدرسی جدال عظیمی بر پا بود که آیا کلی وجود خارجی دارد و یا اینکه وجودش فقط در ذهن است؟

کسانی که برای کلی واقعیت مستقل از افراد قائل بودند، رئالیست و کسانی که کلی را تنها دارای وجودی ذهنی و در ضمن موجودات محسوس می دانستند و برای آن وجود جدا از جزئیات قائل نبودند،، ایده آلیست خوانده می شدند.

بعدها در رشته های مختلف هنر مانند ادبیات نیز سبک های رئالیستی و ایده آلیسمی به وجود آمد و سبک رئالیسم در مقابل سبک ایده آلیسم است.
سبک رئالیسم یعنی سبک گفتن و نوشتن متکی بر نمودهای واقعی و اجتماعی. اما سبک ایده آلیسم عبارت است از سبک متکی به تخیلات شاعرانه گوینده یا نویسنده .
نوشته شده توسط فریال حلاج ارانی لینک ثابت
یکشنبه 4 تیر1385 10:52 بعد از ظهر
نئوکلاسیسم
این اصطلاح به جنبشی اطلاق می شود که در حدود۱۷۵۰ میلادی در محفل بین المللی هنرمندان ایتالیا در تلاش برای احیائ و بازگشت به ارزش های یونان و روم باستان به اوج و شکوفایی خود رسید.نضج و شکل گیری این جنبش بخشی به دلیل اکتشافات باستان شناسی بود که در سال ۱۷۴۸ در هرکولانیوم و پمپئی صورت گرفت.حاصل این کشفیات گویای شواهدی مسلم از هنر کلیسیک باستان بود.بعدها این اطلاعات در کتاب (عتیقه های هرکلانو) منتشر شد و به مثابه الگویی برای هنر مندان قرار گرفت.البته تقلید از اثار کلاسیک تا پیش از این تاریخ نیز رایج بود .برخی از هنرمندان دوره ی رنسانس تلاش زیادی در احیای کهن مبذول داشتند اما تفاوت این حرکت نوین که به نام نئوکلاسیسم در قرن۱۸ و پس از ان رایج شد با سبک کلاسیسم قرن ۱۷ در این نکته است که دسترسی هنرمندان به کشفیات باستان شناسی باعث شد تا انها صرفا به تقلید کورکورانه از اثار کلاسیک باستان اکتفا نکنند بلکه با رویکردی هدفمند و اگاهانه به ذات و جوهر سبک یونانی دست یابند و ان را در اثار خود به کار گیرند.از این رو تفاوت عمده ی نئوکلاسیسم با حرکت های کلاسیک پیشین در این بود که هنرمندان اگاهانه به تقلید هنر باستان پرداختند و نسبت به کار خود اشراف و معرفت داشتند اما تاثیر کشفیات باستان شناسی تنها دلیل شکل گیری نئوکلاسیسم نبود.ظهور این جنبش را همچنین می توان به عنوان واکنشی در برابر افراط و زیاده روی های سبک های باروک و روکوکو دانست.در حقیقت استناد انان به والایی و اعتدال هنر یونان و روم باستان واکنشی اعتراضی بود در برابر افراط کاری ها و تظاهر نمایی های باروک و اثار پر تجمل و اغراق شده ی روکوکو.

برجسته ترین مشوق نئوکلاسیک مورخ و نظریه پرداز المانی هنر وینکلمان بود که کتاب وی تحت عنوان (تاریخ هنر باستان) اولین تلاش جدی در مطالعه ی این موضوع محسوب می شد.

لویی داوید نقاش فرانسوی و انتونیو کنوول مجسمه ساز ایتالیایی به این جنبش نمودی واقعی و محسوس دادند.

نوشته شده توسط فریال حلاج ارانی لینک ثابت
سبک شناسیجمعه 2 تیر1385 11:11 بعد از ظهر
سورئالیسم

سورئالیسم که ظهور ان به ۱۹۲۴ باز می گردد اساسا یک جنبش ادبی بود.این جنبش بر این اعتقاد که فعالیت عقلی صرفا حوزه ی بسیار محدودی از تجارب ما را در بر می گیرد ودر فراسوی ان دنیایی به همین واقعی وجود دارد که تصاویر ان در تاریکی  رویاها و تخیلات نامنتظره ی ناخوداگاه ریشه دارد یا در حقیقت در حوزه ای که به قول الدوس هاکسلی جزیره ی متروک ذهن.اندره برتون با بنیان نهادن این جنبش شعرا و نقاشان را به اکتشاف در این حوزه ها فراخواند.در نقاشی اثار حاصل از چنین نگرشی به دو نوع تقسیم می شدند:

در یک نوع به ذهن ناخوداگاه اجازه می دادند تا خطوط رنگ ها و فرم ها به حالتی هیپنوتیزمی انجام می شود و تصادف و شانس نقشی مهم تر از کنترل عقلی داشت.در نوع دیگر با ترکیب اشیا و محیط های اشنا و نا اشنا در حالتی رویاگونه بر ویژگی پرابهام تجارب بشری تاکید می گذارد.روش های نقاشی غالبا گویای نوعی وسواس و دقت در بازنمایی جزئیات است که جلوه ی از هم گسسته ی ان را افزایش می دهد.از روش خطای باصره به ندرت استفاده می شد تا اشیا بعید به نظر برسند.در حالی که کف اتاقی به بی نهایت می رسد زرافه ها و ترومپت ها می توانند به شادی مشتعل شوند.سورئالیسم در ویژگی جهان گستری با دادائیسم مشترک بود و در محدوده ی ملی نیز حتی قبال بیشتری یافت.تاثیر ان به عنوان یک جنبش گروهی نزدیک به بیست سال دوام اورد و حتی امروزه نیز می توان برخی از تاثیرات ان را مشاهده کرد.

چهره و جلوه ی محیط امروزی ما از بسیاری لحاظ مدیون سورئالیسم است.فرهنگ پاپ و رسانه های گروهی از روش های سورئالیستی برای جلب توجه ما به طلب کالاها سود می جویند.سورئالیسم که عقلانیت را به کنار گذاشت و دیدگاهای دادا و فرویدی را با یکدیگر تلفیق کرد از سنت رومانتیسم برخاسته است که خود در اروپایی پدید امد که در تازیخ سده های تاریکی استبداد تجاوز تفتیش عقاید  جادو اشباع شده بود در حقیقت تمامی گستره ی تجربه ی متافیزیک.رومانتیسم با نوعی رویکرد عجب انگیز به واقعیت عجین است.در گذشته تصور می شد که هنرمند به عنوان یک رسانه عمل کند و قدرت تخیل وی و قابلیت وی در فراخواندن فرشتگان و دیوان به عنوان یک عطیه ی سحرامیز و جادویی مدنظر بود.اکسپرسیونیسم شمال بازگو کننده ی ترس نژادی که در ناخوداگاه نهفته است و از سوس ظن به ناشناخته ریشه می گیرد.تنها از طریق حواس و عقل است که با واقعیت ارتباط می یابیم.ما فقط ان چیزی را می بینیم که عقل ما اجازه ی دیدن ان را میدهد.زیرا تصور فرایند پیچیده ایست که توسط عقل راهبری می شود و توسط منابع مختلفی که از طریق محدودیت های محیطی اموزشی طبقاتی پدید می اید کنترل و محدود می شود.در لحظه ای که از این محدودیت ها رهایی یابیم ـمانند زمانی که رویا می بینیمـتمامی قدرت تخیل و تجسم ما امکان بروز می یابد.گویا نقاش بزرگ اسپانیایی گفته است که خواب عقل هیولایی را بیدار می سازد و در بسیاری از طرحها و نقاشیهایش که شامل این رویکرد استوی را با مثابه ی پیش کسوت سورئالیسم نشان می دهد.بوش و بروگل نیز شکل ها و مخلوقات خیالی را از عمق ناخوداگاه درون خود فراخوانده اند به تصویر کشیدند.گذشته از این تصویرات و دادائیسم (که ظهور چنین جنبشی را ممکن ساخت)مهمترین منابع و منشا سورئالیسم را می توان در اثار دکریکو روسو و شاگال یافت.

نوشته شده توسط فریال حلاج ارانی لینک ثابت