سه گانه ترور
طراح :مازیار زند
استفاده از رنگ قرمز به صورت غالب و مشکی و سفید ، مشخصه بارز و عامل ارتباط این سه پوستر است که در نگاه اول به چشم می خورد. هر چندرنگ قرمز در کارهای دیگر طراح هم حضوری چشم گیر دارد ولی در این مورد استفاده ای به جا در جهت بیان مفهوم طرح ها به شمار می رود.



گرافیک رایانهای یکی از قدیمیترین شاخههای علوم رایانه است که به ترسیم، تغییر، و کار با تصاویر به شیوههای محاسباتی و رایانهای اقدام مینماید. گرافیک رایانهای یکی از پرجاذبهترین و وسیعترین کاربردهای رایانههاست. بازیهای رایانهای، برنامههای ساخت پویانمایی دوبعدی و سهبعدی، شبیهسازیهای محاسباتی، و پردازش تصویر را میشود بهعنوان چند نمونه نام برد.
نرمافزارهای گرافیکی
نرمافزارهای مورد استفاده در کارهای گرافیکی را میتوان به دو دستهٔ بزرگ تقسیم کرد:
- نرمافزارهای با کاربرد ویژه
- نرمافزارهای عمومی گرافیکی
نرمافزارهای دستهٔ اوّل را برای افرادی طرّاحی نمودهاند که در برنامهنویسی خبره نبوده و تنها مایلاند به ایجاد تصویر، گراف، یاچارت در یک زمینهٔ خاصّ (بدون نگرانی از چند و چون مسائل گرافیکی آن) اقدام نمایند. از جملهٔ اینگونه برنامهها میشود نرمافزارهای ویژهٔ نقّاشی در کارهای هنری، و نیز انواع سیستمهای کَدبرای معماری، کسب و کار، امور پزشکی، و مهندسی را ذکر کرد. در مقابل اینها، بستههای برنامهنویسی عمومی گرافیکی (دستهٔ دوّم) قرار دارد، که وظیفهٔ آنها تأمین و ارائهٔ کتابخانههای پیشنوشتهٔ نرمافزاریاست. این کتابخانهها پر شدهاست از توابع گرافیکی که میشود آنها را در زبانهای برنامهسازی مختلفی همچون سی پلاس پلاس ، جاوا، سی شارپ، یا فرترن مورد استفاده قرار داد.
گرافیک و ریاضیّات
گرافیک رایانهای به استفادهٔ وسیع از ریاضیات کاربردی نیاز دارد. از مهمترین زمینههای مربوط، باید به هندسه مسطحه، هندسه فضایی، جبر خطی، و در سطوحی پیشرفتهتر، به حسابان، معادلات دیفرانسیل، هندسه ی دیفرانسیل، و روش های عددی اشاره نمود.
گرافیک و صنعت چاپ
امروزه، باید گرافیک و بویژه گرافیک رایانهای را عضو جداناشدنی صنعت مدرن چاپ و نشر رقومی (دیجیتال) دانست. مثلاً، برای چاپ یک کتاب، از مرحله حروفچینی و حتی ویرایش گرفته تا زمان لیتوگرافی، چاپ، و صحّافی به نوعی با گرافیک رقومی سر و کار داریم.
سبک فوویسم که اولین جنبش عمده ی پیشرو در اواخر سده ی نوزدهم و اوایل سده ی بیستم در اروپا بود بر کاربرد افراطی رنگ های خیره کننده و غیر طبیعی استوار بود.برجسته ترین هنرمند گروه فوویستها هنری ماتیس بود که از همان اوایل ۱۸۹۹در اثار خود از رنگ های تند و خیره کننده استفاده می کرد.نخستین بار وقتی به همراه سینیاک در روشنایی درخشان سنت تروپز در تابستان سال ۱۹۰۴به نقاشی پرداخت و به همرته دراین در تابستان ۱۹۰۵در کاله به کار پرداخت.فووهادر سال ۱۹۰۵ در سالن پاییزه یک نمایشگاه جمعی به پا کردند ودر همین نمایشگاه بود که لوئی واکسل با اشاره به مجسمه ی فلورانتن وار اثر مارکه مجسمه ساز فریاد زد (دونالتو در میان وحشی ها)(یا فووها).و بدین ترتیب نام این گروه به فووها(یا وحشی ها)شهرت یافت.از جمله هنرمندان برجسته ی این گروه می توان به مارکه/روئو/ولامینک/براک و دوفی اشاره کرد.ون دونگن المانی نیز به همراه انها بود.این هنرمندان به درجات مختلف تحت تاثیر ون گوگ/گوگن/نئوامپرسیونیست ها و سزان بودند.برجسته ترین ویژگی اثار انها همانا رنگ های بسیار تند و خیره کننده بود.رنگ های خاصی که انها اگاهانه برای خلق جلوه های حسی و تزیینی به کار می بردندو گاه نیز همان گونه که در اثار مشاهده می شود برای خلق فضا به کار می رفت.جدای از این وجه اشتراک انها هیچ برنامه ی مشترکی نداشتند.
اوج این جنبش در نمایشگاههایی بود که در سال ۱۹۰۵ در سالن پاییزه و در سال ۱۹۰۶ در سالن مستقل برپاکردند.فوویسم برای اکثریت گروه خود تنها مرحله ای انتقالی و گذرا بود که انها با عبور از ان بعدها قادر شدند تا سبک ها و روش های متنوعی را ابداع کنند.اما خود گروه پس از ان هرگز نتوانست کارهایی به این درجه مشابه را به نمایش بگذارد.با این حال اگرچه عمر فوویسم کوتاه بود اما تاثیر عمده ای بر اکسپرسیونیسم المان نهاد.
Girl with a Pearl Earring
![]()
Jan Vermeer van Delft
![]()
A Lady Writing a Letter
![]()
The Milkmaid
![]()
صادق بریرانی از پیش کسوتان هنرگرافیک ایران است که در کنار ارائهٔ آثار گرافیکی به نقاشی نیز میپردازد.
صادق بریرانی در سال ۱۹۲۳(۱۳۰۲) در بندرانزلی زاده شد. در ۱۶ سالگی نقاشی را از درویشی به نام"زرین کلک" آموخت و در۱۳۲۶ برای تحصیل در رشتهٔ نقاشی وارد دانشکده ی هنر های زیبای تهران شد. سپس به امریکا رفت و در دانشگاه ایندیانا تحصیل کرد. بریرانی از سال ۱۳۶۰ در دانشگاههای تهران گرافیک تدریس کرده است. او داور دو سالانهٔ گرافیک برنو،چکسلواکی در ۱۳۵۵ و دو سالانهٔ طراحی گرافیک تهران در ۱۳۷۱ بوده است و در نمایشگاهها و دوسالانههای بسیاری شرکت کرده است.
با وجود این که در دوران تحصیل تأثیر زیادی از هنر اروپا و امریکا گرفت ولی به بیان هنری ایرانی خود وفادار ماند. آثار وی در عین حال که از هنر خوشنویسی قدیمی ایرانی ریشه میگیرند، به گونهای از نقاشی معاصر که "نقاشی حرکتی" نامیده میشود نیز تمایل دارند. او شیوهای در خوشنویسی دارد که خاص خوداوست و بر مبنای حرکت آزاد قلم مو و بر هم ریختن کامل تناسبات و ساختار شکنی برای دستیابی به الفبایی یی جدید است. بریرانی معتقد است که فرم ظاهری کلمات تداعی کنندهٔ معنا و مفهوم هستند و پلی بین درون مفاهیم با دنیای خارج است. تلفیق نقاشی، گرافیک وشعر مشخصهٔ عمدهٔ کارهای اوست. وی به اصل بیان خودانگیخته و نشانگذاریهای اتوماتیک هنری نزدیک میشود که روش سورئالیست هاست، ولی نگرش او اصالتی شرقی دارد و مبتنی بر تعمق و نظاره است که از فلسفه ی شرق نشأت میگیرد.

دو خط موازى زاييـده شدند . پسركى در كلاس درس آنها را روى كاغذ كشيد. آن وقت دو خط موازىچشمشــان به هم افتاد. و در همان يك نگاه قلبشـان تپيـد. و مهر يكديگر را در سينه جاي دادند. خط اولى گفت:ما مى توانيم زندگي خوبي داشته باشيم. و خط دومي از هيجان لــرزيد. خط اولـي گفت: و خانه اى داشته باشيم در يك صفحه دنج كـاغذ .
من روزها كار ميكنم. مي توانم بروم خط كنار يك جاده دور افتاده و متروك شوم ،يا خط كنار يك نردبام. خط دومي گفت: من هم مي توانم خط كنار يك گلدان چهار گوش گل سرخ شوم ،يا خط يك نيمكت خالي در يك پارك كوچك و خـــلوت.
خط اولــي گفت: چه شغل شاعـــرانه اى. و حتمأ زندگي خوشي خواهيــم داشـت.
در همين لحظه معلم فرياد زد: دو خط موازي هرگز به هم نمىرسند و بچه ها تكرار كردند: دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند.
دو خط موازي لـرزيدند. به همديگــر نگـاه كردند. و خط دومي پقي زد زير گريـه .
خط اولي گفت: نه اين امكان ندارد . حتمأ يك راهي پيدا ميشود .خط دومي گفت: شنيدي كه چه گفتند؟ هيچ راهي وجود ندارد. ما هيچ وقت به هم نمي رسيم. و دوباره زد زير گريه. خط اولي گفت: نبايد نا اميد شد. ما از اين صفحه كاغذ خارج مي شويم و دنيا را زير پا مي گذاريم. بالاخره كسي پيدا ميشود كه مشكل ما را حل كند. خط دومي آرام گرفت. و اندوهناك از صفحه كاغذ بيرون خزيد. از زيردر كلاس گذشتند. و وارد حياط شدند. و از آن لحظه به بعد سفرهاي دو خط موازي شروع شد. آنها از دشتها گذشتند ..... ، از صحراهاي سوزان ..... ، از كوههاي بلند ..... ، از دره هاي عميق .......، از درياها ....... ،از شهرهاي شلوغ.....
سالها گذشت ؛
و آنها دانشمندان زيادي را ملاقات كردند. رياضيدان به آنها گفت: اين محال است.هيچ فرمولي شما را به هم نخواهد رساند. شما همه چيز را خراب ميكنيد. فيزيكدان گفت: بگذاريد از همين الآن نا اميدتان كنم. اگر مي شد قوانين طبيعت را ناديده گرفت، ديگر دانشي به نام فيزيك وجود نداشت. پزشك گفت: از من كاري ساخته نيست، دردتان بي درمان است. شيمي دان گفت: شما دو عنصر غير قابل تركيب هستيد. اگر قرار باشد با يكديگر تركيب شويد ، همه مواد خواص خود را از دست خواهند داد. ستاره شناس گفت: شما خودخواه ترين موجودات روي زمين هستيد. رسيدن شما به هم مساوي است با نابودي جهان. دنيا كن فيكون مي شود . سيـارات از مدار خارج مي شوند. كرات با هم تصادم ميكنند. نظام دنيا از هم مي پاشد . چون شما يك قانون بزرگ را نقض كرده ايد. فيلسوف گفت: متاسفم... جمع نقيضين محــال است.
و بالآخره به كودكي رسيدند. كودك فقط سه جمله گفت: شما به هم ميرسيد. نه در دنياى واقعيات. آن را در دنياى ديگري جستجو كنيد...... دو خط موازي او را هم ترك كردند. و باز هم به سفرهايشان ادامه دادند. اما حالا يك چيز داشت در وجودشان شكل ميگرفت. «آنها كم كم ميل به هم رسيدن را از دست ميدادند.» خط اولي گفت: اين بي معني است. خط دومي گفت:چي بي معني است؟ خط اولي گفت:اين كه به هم برسيم. خط دومي گفت: من هم همينطور فكر ميكــنم. و آنها به راهشان ادامه دادند.
يك روز به يك دشت رسيدند. يك نقاش ميان سبزه ها ايستاده بودو نقاشي ميكرد.خط اولي گفت:بيـا وارد آن بوم نقاشــي شويم و از اين آوارگي نجات پيــدا كنيم.
خط دومي گفت: شايد ما هيچوقت نبايد از آن صفحه كاغذ بيرون مي آمديم. خط اولي گفت:در آن بوم نقاشي حتمأ آرامش خواهيم يافت. و آن دو وارد دشت شـدند.روي دست نقاش رفتند و بعد روي قلمش. نقاش فكري كرد و قلمش را حركت داد.
و آنها دو ريل قطار شدند كه از دشتي مي گذشت. و آنجا كه خورشيد سرخ آرام آرام پايين مي رفت ، سر دو خط موازي عاشقانه به هم ميرسيد.
اصطلاحی است(نه جندان دقیق) که به هنر هلنیستی-که در دوران سلسله ی بطلمیوسیان(سلسله ای ازفرمانروایان مقدونی مصر)به وجود امد-اطلاق می شود.ویژگی این شیوه احساساتی گری و سانتی مانتالیسم بوده است.
اینکه ایا واقعا چنین سبکی وجود داشته است یا خیر مورد بحث و تردید است.
سبک موحدون
سبکی که موحدون (سلسله امرای مسلمان شمال افریقا(مراکش)واسپانیا)در قرن های دوازده و سیزده میلادی در اسپانیا معمول کردند.
سبک عمارنه
اصطلاحی است که به هنر مصری(که در دوران حکومت فرعون اخناتون ـ۱۳۵۸تا۱۳۷۵ق.م- شکل گرفت)اطلاق می شود.
ویژگی این سبک رها شدن از سخت گیریهای سنتی و افزایش واقعگرایی مبتنی بر وفاداری به حقیقت بوده است ولی خیلی زود به انحراف کشیده شد و به منریسم انجامید.
سبک انگولاساکسون
سبک رایج در انگلستان همزمان با سبک هیبرنوساکسون که از قرن هفتم تا قرن یازدهم رواج داشت.
این سبک را انگلها و ساکسونها به وجود اوردند و ویژگی بارز ان درون مایه و مضمون های در هم پیچیده است.
سبک تزیین جانوری
نامی که سنت هنری چادرنشینان اروپا واسی داده شده است.این سبک در سال ششم قبل از میلاد توسط اهالی قبیله ای ایرانی تبار بنیان نهاده شدوویژگی ان ساده و تجریدی شدن پیکره ها و تصاویر پرندگان و جانوران است.

لینک ثابت
